هوش چیست؟

هوش توانایی ذهنی است و قابلیت‌های متنوعی همچون استدلال برنامه ریزی، حل مسئله، تفکر انتزاعی، استفاده از زبان، و یادگیری را دربرمی‌گیرد.

در سنجش‌های سنتی‌تر تیزهوشی، افرادی که میزان بهره هوشی هو شبهر از حد مشخصی بیشتر باشد، تیزهوش نامیده می‌شوند.
این حد مشخص در نمونه گیری‌های مختلف، با توجه به نوع آزمون و جامعه آماری که بهره هوشی به صورت نسبی نسبت به آن سنجیده می‌شود، متفاوت است.

اما باز هم به صورت معمول می‌توان 130 را عددی دانست که بیشتر آزمون‌ها مرز تیزهوشی فرض می‌شود و به افرادی که بهره هوشی بیش از این مقدار را داشته باشند تیزهوش گفته می‌شود.

آزمون‌های هوش بر مبنای جامعه آماری و شرایط خاص آن جامعه آماری تنظیم می‌شود و لزوما نمی‌توان برای تمامی جوامع یک هوش بهر را اختصاص دهیم.

هوش به طور سنتی از نظر توانایی‌های زبانی و منطقی – ریاضی تعریف شده است. تصور ما از IQ (بهره هوشی) بر چند نسل آزمایش این دو حوزه مبتنی است که از پژوهش آلفر بینت در اوایل قرن بیستم نشات می‌گیرد.

به نظر می‌رسد موفقیت در موسسات آموزشی و به طور کلی در زندگی به بهره هوشی وابسته است. از دیدگاه الگوی یادگیری هدفمند آزوبل، بی‌شک هوش بالا متضمن فرایند بسیار موثر به یاد سپاری اقلام است که به خصوص در ایجاد سلسله مراتب مفهومی و حذف سامان‌مند سلسله مراتبی که مفید نیستند، ثمربخش است. سایر روانشناس‌های شناختی به صورتی پیچیده‌تر به فرایند حافظه و سیستم به یادآوری پرداخته‌اند.

هوش 8 گانه گاردنر در کودکان

تئوری هوش‌های چندگانه نظریه‌ای است آموزشی که اولین بار توسط هوارد گاردنر تنظیم و ارائه گردیده‌است.

بر طبق این نظریه، دیدگاه‌های روان‌سنجی سنتی نسبت به هوش، بسیار محدود و ضعیف است. گاردنر نظریهاش را نخستین بار در کتاب « قابهای ذهنی: نظریه هوش چندگانه » ، در سال 1983 ارائه کرد. به عقیده او همه انسان‌ها دارای انواع مختلفی از هوش هستند.

او در کتاب خود، هشت نوع مختلف هوش را معرفی نموده و احتمال داده است که نوع نهمی نیز به عنوان « هوش هستی‌گرا » وجود داشته باشد. طبق نظریه گاردنر، برای به دست آوردن تمام قابلیت‌ها و استعدادهای یک فرد، نباید تنها به بررسی ضریب هوشی پرداخت بلکه انواع هوش‌های دیگر او مثل هوش موسیقایی، هوش درون فردی، هوش تصویری-فضایی و هوش کلامی- زبانی نیز باید در نظر گرفته شود .

انواع هوش چندگانه کدامند؟

هوش فضایی دیداری توانایی درک پدیده‌های بصری است. یادگیرنده‌های دارای این نوع هوش، گرایش دارند که با تصاویر فکر کنند و برای به دست آوردن اطلاعات، نیاز دارند یک تصویر ذهنی واضح ایجاد کنند. آن‌ها از نگاه کردن به نقشه‌ها، نمودارها، تصاویر، ویدیو و فیلم خوششان می‌آید.

مهارت‌های آن‌ها شامل موارد زیر است:
ساختن پازل، خواندن، نوشتن، درک نمودارها و شکل‌ها، حس جهت شناسی خوب، طراحی، نقاشی، ساختن استعاره‌ها و تمثیل‌های تصویری (احتمالا از طریق هنرهای تجسمی)، دستکاری کردن تصاویر، ساختن، تعمیر کردن و طراحی وسایل عملی، تفسیر تصاویر دیداری.

شغل‌های مناسب برای آن‌ها عبارتند از:
دریانورد، مجسمه ساز، هنرمند تجسمی، مخترع، کاشف، معمار، طراح داخلی، مکانیک، مهندس

هوش کلامی زبانی یعنی توانایی استفاده از کلمات و زبان. این یادگیرنده‌ها مهارت‌های شنیداری تکامل یافته‌ای دارند و معمولا سخنوران برجسته‌ای هستند. آن‌ها به جای تصاویر، با کلمات فکر می‌کنند.

مهارت‌های آنها شامل موارد زیر می‌شود:
گوش دادن، حرف زدن، قصه‌گویی، توضیح دادن، تدریس، استفاده از طنز، درک قالب و معنی کلمه‌ها، یادآوری اطلاعات، قانع کردن دیگران به پذیرفتن نقطه نظر آن‌ها، تحلیل کاربرد زبان
شغل‌های مناسب برای آن‌ها عبارتند از:
شاعر، روزنامه نگار، نویسنده، معلم، وکیل، سیاستمدار، مترجم.

هوش منطقی / ریاضی یعنی توانایی استفاده از استدلال، منطق و اعداد. این یادگیرنده‌ها به صورت مفهومی با استفاده از الگوهای عددی و منطقی فکر می‌کنند و از این طریق بین اطلاعات مختلف رابطه برقرار می‌کنند. آن‌ها همواره در مورد دنیای اطرافشان کنجکاوند، سوال‌های زیادی میپرسند و دوست دارند آزمایش کنند.

مهارت‌های آن‌ها شامل این موارد می‌شود:
مسئله حل کردن، تقسیم‌بندی و طبقه‌بندی اطلاعات، کار کردن با مفاهیم انتزاعی برای درک رابطه‌شان با یکدیگر، به کاربردن زنجیره طولانی از استدلال‌ها برای پیشرفت، انجام آزمایش‌های کنترل شده، سوال و کنجکاوی در پدیده‌های طبیعی، انجام محاسبات پیچیده ریاضی، کار کردن با شکل‌های هندسی.
رشته‌های شغلی مورد علاقه آن‌ها عبارتند از :
دانشمند، مهندس، برنامه نویس کامپیوتر، پژوهشگر، حسابدار، ریاضیدان

هوش بدنی جنبشی یعنی توانایی کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشیا. این یادگیرنده‌ها خودشان را از طریق حرکت بیان می‌کنند.

آنها درک خوبی از حس تعادل و هماهنگی دست و چشم دارند (به عنوان مثال در بازی با توپ، یا استفاده از تیرهای تعادل مهارت دارند) ان‌ها از طریق تعامل با فضای اطرافشان قادر به یادآوری و فرآوری اطلاعات هستند.
مهارت‌های آن‌ها شامل این موارد می‌شود:
رقص، هماهنگی بدنی، ورزش، استفاده از زبان بدن، صنایع دستی، هنرپیشگی، تقلید حرکات، استفاده از دست‌هایشان برای ساختن یا خلق کردن، ابراز احساسات از طریق بدن
شغل‌های مورد علاقه آن‌ها عبارتند از :
ورزشکار، معلم تربیت بدنی، رقصنده، هنرپیشه، آتش نشان، صنعتگر

هوش موسیقیایی یعنی توانایی تولید و درک موسیقی. این یادگیرنده‌های متمایل به موسیقی با استفاده از صداها، ریتم‌ها و الگوهای موسیقی فکر می‌کنند.

آن‌ها بلافاصله چه با تعریف و چه با انتقاد، به موسیقی عکس العمل نشان می‌دهند. خیلی از این یادگیرنده‌ها بسیار به صداهای محیطی (مانند صدای زنگ، صدای جیرجیرک و چکه کردن شیرهای آب) حساس هستند.
مهارت‌های آنها شامل موارد زیر می‌شود:
آواز خواندن، سوت زدن، نواختن آلات موسیقی، تشخیص الگوهای آهنگین، آهنگ‌سازی، به یاد آوردن ملودی‌ها، درک ساختار و ریتم موسیقی
شغل‌های مناسب برای آن‌ها عبارتند از :
موسیقی دان، خواننده، آهنگساز

هوش درون فردی یعنی توانایی ارتباط برقرار کردن و فهم دیگران. این یادگیرنده‌ها سعی می‌کنند چیزها را از نقطه نظر آدم‌های دیگر ببینند تا بفهمند آن‌ها چگونه می‌اندیشند و احساس می‌کنند. آن‌ها معمولا توانایی خارق العاده‌ای در درک احساسات، مقاصد و انگیزه‌ها دارند. آن‌ها سازمان دهنده‌های خیلی خوبی هستند، هرچند بعضی وقت‌ها به دخالت متوسل می‌شوند.

آن‌ها معمولا سعی می‌کنند که در گروه آرامش را برقرار کنند و همکاری را تشویق کنند. آن‌ها هم از مهارت‌های کلامی (مانند حرف زدن) و هم مهارت‌های غیرکلامی (مانند تماس چشمی، زبان بدن) استفاده می‌کنند تا کانال‌های ارتباطی با دیگران برقرار کنند.
مهارت‌های آن‌ها شامل موارد زیر می‌شود:
دیدن مسائل از نقطه نظر دیگران (نقطه نظر دوگانه)، گوش کردن، همدلی، درک خلق و احساسات دیگران، مشورت، همکاری با گروه، توجه به خلق و خو، انگیزه‌ها و نیت‌های مردم، رابطه برقرار کردن چه از طریق کلامی چه غیر کلامی، اعتماد سازی، حل و فصل آرام درگیری‌ها، برقراری روابط مثبت با دیگر مردم
شغل‌های مناسب برای آن‌ها عبارتند از :
مشاور، فروشنده، سیاست مدار، تاجر

هوش برون فردی یعنی توانایی درک خود و آگاه بودن از حالت درونی خود. این یادگیرنده‌ها سعی می‌کنند احساسات درونی، رویاها، روابط با دیگران و نقاط ضعف و قوت خود را درک کنند.
مهارت‌های آن‌ها شامل موارد زیر می‌شود:
تشخیص نقاط ضعف و قوت خود، درک و بررسی خود، آگاهی از احساسات درونی، تمایلات و رویاها،ارزیابی الگوهای فکری خود، باخود استدلال و فکر کردن، درک نقش خود در روابط با دیگران.

پرورش هوش هیجانی در کودکان

هوش هیجانی به معنای توانایی درک و تنظیم احساسات و هیجانات در خود و دیگران است.

انواع مولفه‌های هوش هیجانی (تعریف دنیل گلمن)

مولفه‌های هوش هیجانی شامل این مهارت‌ها هستند:

خود آگاهی

اینکه نقاط قوت و ضعف خود، انگیزه‌ها و ارزش‌هایمان و نیز تأثیری را که روی دیگران داریم بشناسیم.
در کودکان درقالب بازی و داستان می‌توان آن‌ها را با نقاط قوت و ضعف‌شان اگاه کرد و این جنبه هوش را در آنان تقویت کرد.
بعد از خود آگاهی و شناخت کودک از توانمندی‌هایش و مواردی که به خوبی عمل نمی‌کند نوبت به تن آگاهی و شناخت کودک از بدنش و ویژگی‌های آن می‌رسد.

شناخت احساسات

با استفاده از کارت‌های تصویری در قالب بازی کودکان را با انواع احساسات و نحوه بیان آن آشنا کنیم
اینکه تکانه‌ها و انگیزه‌های لحظه‌ای خلق خود را در وضعیت مختل کننده و مزاحم، کنترل کرده یا جهت آن‌ها را تغییر دهیم.

همدلی

وضعیت احساسی دیگران را درک کنیم و بتوانیم از دریچه‌ی چشم آن‌ها جهان را ببینیم به کودکان کمک کنید بعد از شناسایی احساسات خود، احساسات دیگران را درک کنند.

مهارت اجتماعی

با دیگران، رابطه‌ی صمیمی ایجاد کنیم تا بتوانیم آن‌ها را به سمتی که میل داریم سوق دهیم.
روابط دوستی را در کودکان گسترش دهید و سعی کنید حل اختلاف در دوستی را به آن‌ها آموزش دهید

حل مسئله و تصمیم گیری

کودکان را با انواع مسائل روبرو کنید و در پیدا کردن راه حل‌های مختلف برای آن به آن‌ها کمک کنید و اجازه تصمیم‌گیری و حق انتخاب به کودک بدهید تا این جنبه هوش در آن‌ها تقویت شود.

استفاده از اصطلاح هوش هیجانی، تأکیدی بر شکلی از هوش است که هیجان‌ها را پردازش می‌کند و از آن بهره می‌برد.
از این دیدگاه، بخشی از هوش هیجانی از جنس توانایی و بخشی از آن از جنس مهارت است.

BUY NOW